ابو طالب حسينى تربتى
54
تزوكات تيمورى ( فارسى )
بغل كرفتم و منديل خود را بر سر تغلق خواجه نهادم و كمربند خود را كه بسيار پر كار و زر بافت بود بر كمر امير سيف الدين بستم و جامهء خود را بر توبك بهادر پوشانيدم و ايشان رقت كردند و مرا هم رقت شد و وقت نماز در رسيد و بجمعيت نماز را ادا كرديم و سوار شده و آمده بيورت نزول نموديم و مجلس ساخته طوي دادم و روز ديكر شير بهرام هم كه از روي خوردي از من جدا شده بود و اراده زمين هندوستان در دل داشت رسيد و مرا ملازمت نمود و عذر خواست و من ويرا در كنار كرفتم و عذرش را پذيرفتم و آن قدر مهرباني كردم كه از خجالت برآمد كنكاش هفتم كه در ايام خروج خود كردم اين بود كه چون سان لشكر خود ديدم كه همكي سه صد و سيزده سوار بودند به خود كنكاش كردم كه يكي از قلاع را بدست آورده جاي بودن قرار دهم و چنين كنكاش كردم كه اول قلعه الاجورا كه از جانب الياس خواجه منكلى بوغا سلدوز در آن قلعه ميبود مسخر سازم و جاي